X
تبلیغات
قلم و نان - اربعین

بسم الله الرحمن الرحیم

و صلی الله علی جمیع الانبیاء و المرسلین سیما خاتمهم افضلهم العبد الموید و الرسول المسدد الذی سمی فی السماء بأحمد و فی الارضین بابی القاسم مصطفی محمد و علی آله الاطیبین الانجبین الهداه المعصومین المکرمین سیما خاتمهم بقیه الله فی العالمین بهم نتولی و من اعدائهم نتبرئ الی الله

قال الله تبارک و تعالی فی محکم کتابه: ((وَ وَاعَدْنَا مُوسىَ‏ ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً؛و با موسى سى شب وعده نهاديم و آن را به ده شب ديگر كامل كرديم پس هنگام وعده پروردگارش به چهل شب- شبانه روز- تمام شد.

بحث امروز در مورد اربعین است. فهم پیام اربعین یکی از عمده ترین مسایلی است که باید در این روزها به آن پرداخته شود. در این مجال به طور خلاصه به بررسی این مطلب می پردازم.

فهم درست اربعین و پیام آن در قاموس فرهنگ اسلامی نیازمند به معرفت جایگاه برخی مفاهیم دارد از جمله این مفاهیم آن است که ما بدانیم عدد چهل در اسلام در چه مواضعی مورد تاکید قرار گرفته است.

- عدد چهل دراسلام:

الف) نفس مسئله اعداد و میزان اهمیت آن در فهم صحیح متون  ومعارف دینی یکی از مسائل چالش برانگیز و بحث برانگیز اسلامی است. برخی از فرق و برخی از افراد عرفانی مسلک که تمایل بسیار زیادی به فرقه های باطنیه دارند نقش اعداد را به میزانی موثر دانسته اند که هر فرد بصیر و مدققی در می یابد که آنها در اعتقاد خود دچار نوعی افراط و خرافی گری شده اند. اما برخی دیگر از سوی دیگر بام افتاده اند و به طور کلی این مسئله را منکر شده اند که ممکن است میان معارف و اذکار و اعداد و حروف ارتباطی وجود داشته باشد. اما با یک نگاه منصفانه می توان فهمید که نه آن گروه درست می گویند و نه این گروه. بلکه اعداد و حروف بیانگر اسراری هستند که می توان به آنها اتکا کرد اما نه به میزانی که برخی از صوفی مسلکان شیعه به آن ملتزم شده اند تا جایی که اسباب و وسایل را به گوشه ای گذاشته و برای رسیدن به اهداف چه اخروی و چه دنیوی تنها و تنها دست به دامان این اعداد و حروف می شوند.

به همین سبب با این نگاه که نمی توان منکر نقش اعداد و حروف شد به بررسی جایگاه عدد چهل در فرهنگ اسلامی می پردازم:

الف) چند نمونه از استعمال این عدد در فرهنگ اسلامی:

الف-1) پیامبر اکرم در سن چهل سالگی به مقام شامخ نبوت نایل آمدند. که گفته شده سن چهل سالگی سن رشد و بلوغ فکری است و فرد اگر در این سن در حالت مناسبی باشد -ان شاء الله-( این قید برای این است که بگوییم این مطلب یک ضرورت و قانون همیشگی نیست) عاقبت به خیر خواهد شد.

«ابْنُ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ مَنْ بَلَغَ الْأَرْبَعِينَ وَ لَمْ يَغْلِبْ خَيْرُهُ شَرَّهُ فَلْيَتَجَهَّزْ إِلَى النَّار؛ کسی که به چهل سالگی رسید و خیرش بر شر او غلبه نکرد برای آتش جهنم آماده شود.»(مجموعه ورام/ص35)

« قَالَ كَانَ النَّاسُ يَطْلُبُونَ الدُّنْيَا فَإِذَا بَلَغُوا الْأَرْبَعِينَ طَلَبُوا الْآخِرَةَ.؛ مردم تا چهل سالگی دنیا را طلب می کنند و زمانی که به این سن رسیدند به طلب آخرت می روند.»(ورام/ص35)

الف-2) در آیه مذکور که حضرت موسی چهل روز با پروردگارش به مناجات نشست و همین چهل روز تورات ساز شد.

الف-3) در مستدرک الوسایل آمده که آدم علی نبینا و آله و علیه السلام چهل روز در کوه صفا به مناجات خدا پرداخت.

- علاوه بر این برای اهل سلوک و معرفت این عدد دارای جایگاه وصف ناپذیری است.

علامه حسن زاده در کتاب تازیانه سلوک می نویسند:

« خواجه آگاه است که عدد اربعین در تکمیل ناقصان دخلی عظیم دارد...»

همانطور که نظامی می فرماید:

 جثه خود پاک تر از جان کنی

چون که چهل روز به زندان کنی

مرد به زندان،شرف آرد به دست

یوسف ازین روی به زندان نشست

رو به پس پرده و بیدار باش

خلوتی پرده اسرار باش

هر چه خلاف آمد عادت بود

قافله سالار سعادت بود

از امام امیرالمومنین علی علیه السلام روایت است که فرموده اند با ترک عادات افضل مقامات کسب می شود. اصلا علمای عرفان می گویند برای ترک عادات یک اربعین گیری کافی است و طبق حدیث علوی هم که ذکر شد با ترک عادات می توان افضل مقامات را به دست آورد. 

متاسفانه یکی از ظلم هایی که ما در حق خودمان روا می داریم این است که عبادات نیز برای  ما نوعی صورت عادت گونه گرفته است یعنی ما عادت کرده ایم که برای رفع تکلیف هر روزی یک سری اعمال عبادی انجام دهیم. طبق بیان لطیف شاعر معاصر قیصر امین پور:

تمام عبادات ما عادت است     به بی عادتی کاش عادت کنیم

اما این که عرفا چله گیری می کنند برای چیست؟

در احادیث هست که هر کس چهل روز خودش را برای خداوند خالص گرداند خداوند در سینه او چشمه های حکمت را می جوشاند.

حافظ علیه الرحمه می فرماید:

سحرگه رهروی در سرزمینی

همی گفت این معما با قرینی

که ای صوفی شراب آنگه شود پاک

که در شیشه بماند اربعینی

و حکمت می جوشد در دل کسی که واقعا خودش را خالص کرده باشد.

هم چنین آیت الله حسن زاده می فرمایند:

بزدای زنگ و رنگ جام جهان نما را

تا بر تو عرضه دارد اسرار ما سوا را

یک اربعین به زندان بنشین تا بیابی

خیر کثیر حکمت هم درد و هم دوا را

سوال: این زندانی که در اظعار عرفا مطرح می شود چیست؟ اصلا با زندگی های امروزی امکان پذیر است یا خیر؟

پاسخ می دهیم که نیاز نیست حتما فرد چهل روز مشغول غارنشینی شود. غار میتواند همین جا در وسط همین جامعه باشد و فرد می تواند برای هر رذیله اخلاقی اش یک چله بگیرد. مثلا یک چله برای کنترل زبانش بکوشد، یک چله برای چشمانش کنار بگذارد، یک چله بر فکرش سوار شود و به همین شکل رذایلش را یک به یک زایل کند.

ممکن است حالا سوال شود که این همه صحبتی که گفته شد چه ربطی دارد به اربعین اباعبدالله حسین(علیه السلام)؟

در جواب می گوییم که ربطش جایی پیدا می شود که ما در زیارت عاشورا و اربعین تدقیق کنیم و عبارات آن را در کنار هم بگذاریم می فهمیم که انگار این دو زیارت به ما یک خط سیر را نشان می دهند. این خط سیر چیست؟

آن خط سیر چیست؟ انگار می خواهند به ما بگویند چله نشینی در مکتب حسینی حاصلش این است که:

حرف های روز عاشورای شما که السلام علیک یا اباعبدالله... السلام علیک یابن رسول الله... السلام علیک یا بن امیرالمومنین.... السلام علیک یابن فاطمه سیده نساء العالمین... است. همه و همه جمع می شود و می شود:

اَلسَّلامُ عَلى وَلِىِّ اللَّهِ وَحَبیبِهِ اَلسَّلامُ عَلى خَلیلِ اللَّهِ وَنَجیبِهِ اَلسَّلامُ عَلى صَفِىِّ اللَّهِ وَابْنِ صَفِیِّهِ اَلسَّلامُ عَلىَ الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهیدِ اَلسَّلامُ على اَسیرِ الْکُرُباتِ وَقَتیلِ الْعَبَراتِ

سلام بر ولى خدا و دوست او سلام بر خلیل خدا و بنده نجیب او سلام بر بنده برگزیده خدا و فرزند برگزیده اش سلام بر حسین

یعنی چله گیری خالصانه حسینی و محرمی و شیعی نتیجه اش می شود جوشش حکمت حسینی در قلب مومن که پیدا کردن خط ولایت ائمه اطهار است.

بعد از جوشش چشمه های حکمت حسینی می فهمیم که  حسین پیامش فقط بیعت نکردن نیست پیامش هدایت است. و پیام را اینگونه می دهد که مثلی لا یبایع مثله.

نکته بعد اینکه قتیل العبرات است یعنی آنکه حسین برای نجات بشر است.

-         این را از کجای قتیل العبرات درمی یابیم:

حضرت آیت الله جوادی با استناد به فراز دعای کمیل که می فرماید و سلاحه البکاء می فرمودند که سلاح ما برای مبارزه با دشمن درون اشک است. و حسین ابن علی قتیل اشک است یعنی کشته شده است تا سلاح درون تقویت گردد  و انسان ها با نفسشان به مبارزه برخیزند و نتیجه اش این شود که انسان سازی شود. یعنی چله نشینی برای حسین می فهماند که عاشورا فقط یک داستان غم انگیز نیست یک تراژدی نیست یک حرف معمولی نیست یک پیام همیشگی انسان ساز برای ادوار تاریخ است.

بعد از این فراز می آید و به این نکته تصریح می کند که حسین ابن علی خون داد تا بشر را از گمراهی و حیرت دربیاورد:

وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبادَکَ مِنَ الْجَهالَةِ وَحَیْرَةِ الضَّلالَة

جان خود را در راه تو داد تا برهاند بندگانت را از (گرداب ) جهالت و نادانى و سرگردانى (در وادى ) گمراهى.

پس  نتیجه این شد که از عاشورا تا به اربعین یک مسیر خودسازی است. یک راه است برای ساختن جامعه بشری اینها را در داستان های شام و کوفه هم می توان یافت.

اسرا را روی پله های مسجد نگاه داشتند پیرمردی می آید و می گوید که خدا را شکر که شما را کشت. امام سجاد چیزی نمی گویند سپس هرچه از دشنام می توانست کم نگذاشت امام هیچ نگفت اما آخرش گفت آیا قرآن خواندی پیرمرد گفت آری امام فرمود شنیدی: «لا اسئلکم اجرا الی الموده فی القربی»؟ پیرمرد گفت آری

فرمود شنیدی: « یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا»؟ گفت: آری

گفت اون قربی و این اهل بیت مائیم و کمی بحث کردند و پیرمرد عذرخواهی کرد و هدایت شد اینها کشته شدند فحش خوردند تا ما را هدایت کنند.

آیت الله امجد می فرمودند امام حسین تشنه آب نبود، اگر بود که مگر نمی توانست مثل شب هشتم چشمه بجوشاند امام حسین تشنه هدایت من و تو بود.

 فتامل جیدا!